ترجمه "sabar" به فارسی
صبور, بردبار, بیمار بهترین ترجمه های "sabar" به فارسی هستند.
-
صبور
adjectiveDia perlu menunggu ”buah yang berharga dari bumi” dengan sabar.
او میداند که باید صبور باشد و منتظر بماند تا «ثمرهٔ پرارزش زمین» را برداشت کند.
-
بردبار
adjectiveSiapa yang tidak ingin lebih berpanjang sabar, memperlihatkan lebih banyak kebaikan hati dan kebaikan?
به حتم میخواهیم بیشتر بردبار، مهربان، نیکو و ملایم باشیم.
-
بیمار
adjectiveKita juga butuh kesabaran sewaktu mengurus anggota keluarga atau sahabat yang sakit untuk waktu yang lama.
ما مسیحیان همچنین هنگام مراقبت از یکی از اعضای خانواده یا دوستی که بیمار است، به صبر و بردباری نیاز داریم.
-
ترجمه های کمتر
- تحمل کردن
- شکیبا
- فروتن
- مریض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sabar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
شکیبایی
12 Kesabaran adalah sifat lain yang berguna untuk membuat murid.
۱۲ صبر و شکیبایی لازمهٔ موفقیت در کار شاگردسازی است.
عباراتی شبیه به "sabar" با ترجمه به فارسی
-
ایستادگی کردن · بیمار · تحمل کردن · جلو آمدن · صبور · مریض · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
-
بیمار · صبور · مریض
-
استعفا · بردباری · تسلیم · ثبات · شهامت اخلاقی · شکیب · شکیبایی · صبر · صرفنظر · مدارا