ترجمه "sadar" به فارسی

دراو, اگاه بهترین ترجمه های "sadar" به فارسی هستند.

sadar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دراو

    adjective
  • اگاه

    adjective

    Nah, working memory adalah satu bagian dari kesadaran kita yang selalu kita sadari setiap saat.

    حافظه کاری بخشی از هوشیاری ای است که ما در هر لحظه ای از روز از آن اگاه هستیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sadar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sadar" با ترجمه به فارسی

  • دخل کردن · درآمد داشتن · عملی کردن · واقعی کردن
  • آگاهی · خودآگاهی
  • خواب غیر شفاف
  • زنده کردن · وابسته بودن
  • عملی کردن · واقعی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "sadar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه