ترجمه "sakit" به فارسی

درد, بیمار, مريض بهترین ترجمه های "sakit" به فارسی هستند.

sakit adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Aku tak mau kau terbebani, seperti sebuah penyakit.

    من نميدونستم که تو اين درد رو تو خودت داشتي.

  • بیمار

    adjective

    Hal itu sama saja seperti orang sakit yang tidak mau diobati hanya karena ia tidak suka dengan dokternya.

    چنین واکنشی مانند این است که بیمار برای درمان پیش دکترش نرود چون از او خوشش نمیآید.

  • مريض

    adjective

    Yah, dia tidak terlihat sakit pada kamera pengawas di restoran.

    خب ، توي تصاوير دوربين هاي رستوران که مريض بنظر نميومد.

  • ترجمه های کمتر

    • اضطراب
    • بیماری مزمن
    • درد دادن
    • دلتنگی
    • زیان
    • سوزش داشتن
    • ضرر
    • غم و اندوه
    • غمگین شدن
    • نگران شدن
    • نگران کردن
    • پریشان کردن
    • کسالت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sakit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sakit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sakit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه