ترجمه "sandiwara" به فارسی
بالماسکه, تغییرقیافه, نمایش بهترین ترجمه های "sandiwara" به فارسی هستند.
sandiwara
-
بالماسکه
noun -
تغییرقیافه
noun -
نمایش
nounPada malam itu, sandiwaranya diambil dari novel fiksi ilmiah The War of the Worlds.
آن نمایش بر اساس داستان علمیتخیّلی به نام «جنگ دنیاها» تنظیم شده بود.
-
نمایشنامه
nounMeskipun sudah dijelaskan bahwa acara itu hanyalah sandiwara, banyak pendengarnya masih mengira serangan itu benar-benar terjadi, dan mereka menjadi sangat ketakutan.
با آن که اعلام شده بود این برنامه فقط نمایشنامه است بسیاری از شنوندگان، آن حمله را حقیقی پنداشتند و بسیار وحشتزده شدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sandiwara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sandiwara" با ترجمه به فارسی
-
بهانه کردن · تظاهر کردن · تلون مزاج · خیال · هوس · وانمود کردن · وهم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن