ترجمه "saraf" به فارسی

عصب, عصب محیطی بهترین ترجمه های "saraf" به فارسی هستند.

saraf
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصب

    noun

    Itulah mungkin mengapa saya memilih untuk menjadi ahli bedah saraf fungsional.

    و احتمالاً به همین دلیل هست که من تصمیم گرفتم یک جراخ مغز و اعصاب کُنِشی شوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saraf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Saraf
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصب محیطی

عباراتی شبیه به "saraf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "saraf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه