ترجمه "saringan" به فارسی
الک, غربال بهترین ترجمه های "saringan" به فارسی هستند.
saringan
-
الک
nounMaxwell berkata pada tahun 1982: “Banyak penyaringan akan terjadi karena penyelewengan dalam perilaku saleh yang dibiarkan tidak dipertobatkan.
مکسول در سال ١٩۸٢ گفت: 'بیشتر الک کردن بخاطر کمبود رفتار پرهیزکارانه بدون توبه اتّفاق خواهد افتاد.
-
غربال
nounJika ada TV yang menyala saat mereka mengerjakan esai, mereka tak dapat menyaringnya.
چنانچه هنگامی که داشتند مقاله مینوشتند تلویزیون روشن بود، نمیتوانستند آن را غربال کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saringan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saringan" با ترجمه به فارسی
-
تصفیه · پالایش
-
فیلتر هوشمند پیام
-
اصلاح کردن · الک کردن · تاکید کردن · تشدید یافتن · جداکردن · جلا دادن · جور کردن · دمساز شدن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · صیقل دادن · منشعب شدن · نشت کردن · نفاق انداختن · واکس زدن · پالودن · پیچیدن · چکیدن · کوشش کردن
-
الک · غربال
-
پالایه ترسیمی
-
چاپ سیلک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن