ترجمه "sayang" به فارسی
عشق, مورد علاقه, ʿišq بهترین ترجمه های "sayang" به فارسی هستند.
sayang
verb
noun
-
عشق
nounAku memberitahunya aku meremehkan rasa sayang yang kumiliki terhadap keluargaku.
بهش گفتم که من عشقي که براي خانواده ام دارم رو دست کم گرفته بودم.
-
مورد علاقه
adjective nounMelindungi anak kesayangannya dengan menjaganya keluar dari pengamatan, begitu?
از پسر مورد علاقه ش با دور نگه داشتنش از ديد محافظت ميکرده ، ها ؟
-
ʿišq
noun
-
ترجمه های کمتر
- ابتلا
- انگبین
- با محبت
- خواهر
- خونگرمی
- دلارام
- دلبر
- دلدار
- دوست داشتن
- شهد
- طفل
- عاشق بودن
- عاطفه
- علاقه
- محبوب
- نوزاد
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sayang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sayang"
عباراتی شبیه به "sayang" با ترجمه به فارسی
-
دوستت دارم
-
برگزیدگی · جانبداری · رجحان · محبوب · مورد علاقه
-
مورد علاقه
-
دوستت دارم · من دوستت دارم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
بدبختانه · متاسفانه
-
جذاب · رقت قلب · محافظ · ملایمت
-
دوست داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن