ترجمه "selada" به فارسی
کاهو, سالاد, کاهو بهترین ترجمه های "selada" به فارسی هستند.
selada
noun
-
کاهو
nounKami berdiri bersama dan melihat para pelayan memetik selada.
ما با هم ایستادیم و به خدمتکاران که کاهو ها را می چیدند نگاه کردیم.
-
سالاد
nounSatu lagi alasan untuk tidak makan selada.
. يه دليل ديگه که نبايد سالاد خورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Selada
-
کاهو
nounگونه ای از گیاه کاهو
Kami berdiri bersama dan melihat para pelayan memetik selada.
ما با هم ایستادیم و به خدمتکاران که کاهو ها را می چیدند نگاه کردیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن