ترجمه "selada" به فارسی

کاهو, سالاد, کاهو بهترین ترجمه های "selada" به فارسی هستند.

selada noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهو

    noun

    Kami berdiri bersama dan melihat para pelayan memetik selada.

    ما با هم ایستادیم و به خدمتکاران که کاهو ها را می چیدند نگاه کردیم.

  • سالاد

    noun

    Satu lagi alasan untuk tidak makan selada.

    . يه دليل ديگه که نبايد سالاد خورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " selada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Selada
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهو

    noun

    گونه ای از گیاه کاهو

    Kami berdiri bersama dan melihat para pelayan memetik selada.

    ما با هم ایستادیم و به خدمتکاران که کاهو ها را می چیدند نگاه کردیم.

اضافه کردن

ترجمه های "selada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه