ترجمه "selesai" به فارسی
تمام شدن, انجام شده, تمام کردن بهترین ترجمه های "selesai" به فارسی هستند.
selesai
-
تمام شدن
verbKarena kau sudah selesai dengan ini, Kupikir aku yang akan menjaga mereka.
تا تموم شدن اين ماجراها ، من اينو نگه ميدارم
-
انجام شده
adjectiveAda banyak orang berkata, adaptasi budaya kumulatif, atau pembelajaran sosial, berarti selesai, tamat.
برای بسیای از کارشناسان، سازگاري فرهنگي انباشتي، یا یادگیری اجتماعی، کاري انجام شده و پایان داستان است.
-
تمام کردن
verbLagi pula, kursus untuk menjadi teknisi listrik yang sedang dia ikuti belum selesai.
به علاوه او دورهٔ آموزشی تکنیسینبرق را تمام نکرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- ختم کردن
- دست کشیدن
- موقوف شدن
- وقوع یافته
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selesai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "selesai" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ پایان
-
جادار · جای دنج · دنج · غنودن · فراخ · لانه کبوتر · مفصل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن