ترجمه "sembah" به فارسی

ستایش, عبادت, پرستش بهترین ترجمه های "sembah" به فارسی هستند.

sembah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستایش

    noun

    Yang tersangkut di sini bukan hanya sekelompok orang yang menyembah Allah setiap hari.

    هر چند که اکنون گروهی از مردم هر روزه به حمد و ستایش یَهُوَه مشغولند.

  • عبادت

    noun

    Ketika mereka lapar, mereka pergi ke tabernakel dan makan roti persembahan.

    وقتی آنان گرسنه شده بودند، به خیمهٔ عبادت وارد شدند و از نانهای تقدیمی خوردند.

  • پرستش

    noun

    Salah satu dari antara mereka tidak lagi puas dengan memuji Yehuwa tetapi berhasrat untuk disembah.

    این عضو خانواده دیگر یَهُوَه را جلال نمیداد، بلکه میخواست خود مورد پرستش قرار گیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sembah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sembah" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sembah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه