ترجمه "semester" به فارسی

نیمسال, زمستر بهترین ترجمه های "semester" به فارسی هستند.

semester
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیمسال

    noun

    Aku habiskan seluruh semester belajar karyanya tentang Kecerdasan Buatan ketika aku masih di Stanford.

    من یه نیمسال وقت گذاشتم که روی کارش تو ای.آی مطالعه کنم زمان دانشگاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " semester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Semester
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمستر

اضافه کردن

ترجمه های "semester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه