ترجمه "sempurna" به فارسی

کامل, بجا, بسیار دقیق بهترین ترجمه های "sempurna" به فارسی هستند.

sempurna Adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کامل

    adjective

    Itu mungkin bukan vaksin yang sempurna, tetapi itu tetap berkembang.

    احتمالا این واکسن کامل نیست. اما در حال پیشرفت است.

  • بجا

    adjective

    Dan Yesus sendiri menyediakan teladan terbesar dengan memelihara integritas yang sempurna.

    با استواری در تمامیتش، عیسی خود بهترین نمونه را بجا گذاشت.

  • بسیار دقیق

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی عیب
    • تمام
    • مام
    • معصوم
    • کمپلت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sempurna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sempurna" با ترجمه به فارسی

  • عدد کامل
  • تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
  • کمال
  • اصلاح کردن · انجام دادن · به انجام رسانیدن · بهتر شدن · بهتر کردن · بهترشدن · تحصیل کردن · تمام کردن · تکمیل کردن · ختم کردن · دست کشیدن · دست یافتن · رسیدن · صورت گرفتن · عالی ساختن · موقوف شدن · چاره کردن · گرفتن
  • اتمام · اجرا · انجام · انجام دادن · تکمیل · دست یابی · کمال
اضافه کردن

ترجمه های "sempurna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه