ترجمه "senter" به فارسی

چراغ قوه, چراغ قوه بهترین ترجمه های "senter" به فارسی هستند.

senter
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چراغ قوه

    noun

    Dan itu adalah sebuah lampu dari senter yang sudah rusak.

    و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " senter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Senter
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چراغ قوه

    sunda

    Dan itu adalah sebuah lampu dari senter yang sudah rusak.

    و اون یه لامپ کوچک از یه چراغ قوه خرابه.

اضافه کردن

ترجمه های "senter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه