ترجمه "sentuh" به فارسی

زدن, پرماسیدن, تماس گرفتن بهترین ترجمه های "sentuh" به فارسی هستند.

sentuh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Aku mendengar bahwa ada beberapa pelaut yang jadi gila, karena menyentuh putri duyung.

    شنیدم ماهیگرایی که به پری دریایی دست زدن دیوونه شدن.

  • پرماسیدن

  • تماس گرفتن

    verb
  • لمس کردن

    verb

    Sewaktu ia menyentuh pakaian Yesus, ia segera sembuh!

    هنگامی که جامهٔ او را لمس کرد، بلافاصله شفا یافت!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sentuh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sentuh" با ترجمه به فارسی

  • حرکت
  • اشاره گر لمسی
  • چند لمسی
  • موتور تشخیص اشاره
  • اشاره کردن · بهم فشردن · تماس گرفتن · وابسته بودن · گریز زدن به
  • تماس گرفتن · حاشیه گذاشتن · رسیدن · متصل شدن · مجاور بودن · مماس بودن · نزدیک بودن · نگاه کردن · وابسته بودن · وابسته بودن به · پیوستن · پیوسته بودن
  • زنشی
  • آموزش لمسی
اضافه کردن

ترجمه های "sentuh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه