ترجمه "setia" به فارسی
با وفا, باایمان, ثابت قدم بهترین ترجمه های "setia" به فارسی هستند.
setia
-
با وفا
adjectiveMeski sempat menghilang, dia tetap memiliki pendukung setia di Medellín.
با وجود غیبتش اون هنوز کلی طرفدار با وفا توی مدلین داره
-
باایمان
adjectiveAyub, pria yang setia, diilhami untuk mengatakan bahwa sesungguhnya Yehuwa rindu untuk menghidupkan kembali orang mati.
ایّوب باایمان به وحی الٰهی گفت که یَهُوَه مشتاق است مردگان را به زندگی باز گرداند.
-
ثابت قدم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خیره
- قوی بنیه
- معتبر
- پابرجای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " setia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "setia" با ترجمه به فارسی
-
بیعت · تابعیت · تبعیت · راستی · صداقت · وفاداری · چسبندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن