ترجمه "sewa" به فارسی

اجاره ای, اجاره نامه, اجازه نامه بهترین ترجمه های "sewa" به فارسی هستند.

sewa
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاره ای

    adjective

    sebuah mobil sewaan, sebuah kamera

    یک ماشین اجاره ای , یک دوربین

  • اجاره نامه

    noun

    Saya membaca perjanjian sewa guna usaha perusahaan pekan lalu.

    هفته ي قبل اجاره نامه ات رو بهش دادم تا بخونه.

  • اجازه نامه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اجیرکردن
    • استیجاری
    • امتیاز
    • فرمان
    • منشور
    • پروانه دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sewa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sewa" با ترجمه به فارسی

  • اجیرکردن · استعمال کردن · بکار گماشتن · مشغول کردن · پروانه دادن · کرایه دادن · کرایه کردن
  • اجاره · اجاره نامه · اشغال · تصرف · سکنی · سکونت · مدت اجاره
  • مستأجر · مستاجر
  • اجاره نامه · اشغال · تصرف · سکنی · سکونت · مدت اجاره
  • اجیرکردن · روا کردن · مجاز کردن · ندیده گرفتن · پروانه دادن
اضافه کردن

ترجمه های "sewa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه