ترجمه "siap" به فارسی

انجام شده, حاضر کردن, ختم کردن بهترین ترجمه های "siap" به فارسی هستند.

siap adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجام شده

    adjective

    Persiapan terakhir untuk Peter Bennet dilakukan tadi pagi.

    آخرين تدارکات براي پيتر بنت امروز صبح انجام شد

  • حاضر کردن

    verb

    Banyak keluarga menikmati persiapan Pelajaran Menara Pengawal pada pekan itu.

    بسیاری خانوادهها علاقه دارند به حاضر کردن برج دیدهبانی خود بپردازند.

  • ختم کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مهیا کردن
    • وقوع یافته
    • پختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "siap" با ترجمه به فارسی

  • تقویت کردن · نیرومندکردن · کمربند بستن
  • غذای فوری
  • اساس · امادگی · تربیت · تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مشق · پرورش
  • غذای فوری
  • آراستن · تربیت کردن · تیمار کردن · حاضر کردن · مهیا کردن
  • آراستن · تربیت کردن · تیمار کردن · حاضر کردن · مهیا کردن · پختن
  • پوشاک آماده
  • بجای خود،آماده، حرکت
اضافه کردن

ترجمه های "siap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه