ترجمه "sibuk" به فارسی
مشغول, شلوغ کردن, عجله کردن بهترین ترجمه های "sibuk" به فارسی هستند.
sibuk
-
مشغول
adjectiveJika seorang Kristen terlalu sibuk dalam karier sekuler, ia bisa mengalami stres yang parah dan berkepanjangan.
اگر خود را بیش از حد به شغلمان مشغول سازیم، امکان دارد دچار اضطراب دائم گردیم.
-
شلوغ کردن
verb -
عجله کردن
verb -
فریب دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sibuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sibuk" با ترجمه به فارسی
-
تقلا · زور · سراسیمگی · شلوغی · طوفان ناگهانی
-
شلوغ کردن
-
اوج ترافیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن