ترجمه "simbal" به فارسی
سنج ترجمه "simbal" به فارسی است.
simbal
-
سنج
Suffix nounCharlie Parker tidak mengenal siapapun sampai Jo Jones melempar simbal ke kepalanya.
چارلي پارکر " هيچکسو نميشناخت " تا اينکه " جو جونز " يه سنج زد تو سرش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simbal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن