ترجمه "siput" به فارسی
حلزون, راب, شکمپایان بهترین ترجمه های "siput" به فارسی هستند.
siput
noun
-
حلزون
nounSaya pernah melihat tulang belakang yang lebih besar dalam rumah siput.
. حتي يک حلزون ستون فقرات بهتري داره.
-
راب
noun -
شکمپایان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siput " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Siput
-
حلزون
nounApa maksudmu saat bilang " Raja Siput "?
شاه حلزون ها " ديگه يعني چي ؟ "
اضافه کردن مثال
اضافه کردن