ترجمه "sisa" به فارسی

پس مانده, پس مانده غذا, اثار بهترین ترجمه های "sisa" به فارسی هستند.

sisa
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پس مانده

    adjective noun

    Aku masih punya banyak tersisa dari pesta ultah adikmu.

    هنوز يه عالمه از غذاهاي پس مونده. از جشن تولد خواهرتو دارم

  • پس مانده غذا

    adjective noun

    Mengambil sisa makanan di kulkas.

    پس مانده غذا ها رو توي يخچال گذاشتم

  • اثار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • باقی مانده
    • بقیه
    • تفاضل
    • رسوبی
    • قسمت باقی مانده
    • مانده
    • پسمانده
    • چیز باقیمانده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sisa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sisa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sisa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه