ترجمه "sistem" به فارسی
سامانه, سیستم, ابزار بهترین ترجمه های "sistem" به فارسی هستند.
sistem
noun
-
سامانه
nounserangkaian komponen interaksi atau saling tergantung
Bagian ketiga yang ingin saya bahas adalah sistem limbic.
سوين بخشي كه مي خواهم در موردش صحبت كنم سامانه اندامي است.
-
سیستم
nounJadi jauh lebih aman daripada sistem asistensi pengemudi.
پس اون خیلی از سیستم کمک راننده، میتونه امن تر باشه.
-
ابزار
nounMereka membangun sistem komunikasi -- stasiun radio, TV,
ابزار ارتباطی جمعی پیچیده بر پا می کنند شبکه های تلویزیونی و رادیویی سایت های اینترنتی و رسانه های اجتماعی سازمان یافته.
-
ترجمه های کمتر
- اسباب
- الت
- سامانه زیستی
- فلان چیز
- وسیله
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sistem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sistem" با ترجمه به فارسی
-
لیست کنترل دستیابی سیستم
-
دستگاه تنفسی فوقانی
-
سامانه کنترل
-
اوتکتیک
-
دستگاه عصبی
-
کلوئید
-
رویداد سیستم
-
سیستم تعلیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن