ترجمه "sobek" به فارسی

دراندن, دریدن, پاره کردن بهترین ترجمه های "sobek" به فارسی هستند.

sobek
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دراندن

  • دریدن

    Verb
  • پاره کردن

    Uh, saat Parkman ditusuk, pisau menusuk ke rusuknya dan menyobek pembuluh jantungnya.

    چاقو بالای دنده رو خراش داده و یه مقداری شاهرگ رو پاره کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sobek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sobek" با ترجمه به فارسی

  • شکافتن · قطع کردن · پاره کردن · چاک زدن
اضافه کردن

ترجمه های "sobek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه