ترجمه "stamina" به فارسی
استقامت, بنیه, نیروی حیاتی بهترین ترجمه های "stamina" به فارسی هستند.
stamina
-
استقامت
nounYang satu ini punya lebih banyak stamina, tapi dia... tak begitu peduli setelah bersenang-senang.
این یکی استقامت بالایی داره اما اگه چت نباشه نمیتونه خوب مراقبت کنه
-
بنیه
nounKesanggupan, stamina, dan keadaan setiap orang berbeda.
همه دارای تواناییها، بنیه، و شرایط یکسان نیستند.
-
نیروی حیاتی
noun -
نیروی پایداری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stamina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن