ترجمه "stamina" به فارسی

استقامت, بنیه, نیروی حیاتی بهترین ترجمه های "stamina" به فارسی هستند.

stamina
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • استقامت

    noun

    Yang satu ini punya lebih banyak stamina, tapi dia... tak begitu peduli setelah bersenang-senang.

    این یکی استقامت بالایی داره اما اگه چت نباشه نمیتونه خوب مراقبت کنه

  • بنیه

    noun

    Kesanggupan, stamina, dan keadaan setiap orang berbeda.

    همه دارای تواناییها، بنیه، و شرایط یکسان نیستند.

  • نیروی حیاتی

    noun
  • نیروی پایداری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stamina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stamina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه