ترجمه "status" به فارسی

وضعیت, حادثه, حال بهترین ترجمه های "status" به فارسی هستند.

status
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • وضعیت

    noun

    Manusia berkecenderungan untuk percaya bahwa pilihan terbaik adalah mempertahankan status-quo.

    بشر تمایل داره به این که فرض کنه بیخطرترین گزینه حفظ وضعیت موجوده.

  • حادثه

    noun
  • حال

    noun

    Tapi, karena leluhurku yang mendirikan Gatlin, .. statusku mau tidak mau memberiku sedikit pengaruh.

    با اين حال ، از زمانيکه اجداد من " گتلين " رو ساختن ، دارائيِ من نقش يک اهرم کوچيک رو برام داره.

  • ترجمه های کمتر

    • حالت
    • شان
    • قامت
    • قد
    • قدر وقیمت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " status " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "status" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "status" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه