ترجمه "studio" به فارسی
کارگاه, کارگاه هنری, استودیو بهترین ترجمه های "studio" به فارسی هستند.
studio
-
کارگاه
nounOrangmu telah menerobos masuk ke dalam studio milik senimanku.
افرادت به کارگاه هنرپيشه من بزور وارد شدن.
-
کارگاه هنری
noun200 tahun lalu, itu adalah studio seniku.
دویست سال پیش کارگاه هنری من بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " studio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Studio
-
استودیو
Studio b dimana Elvis Presley melakukan sebagian besar rekamannya.
استودیو بی درواقع جایی هست که الویس پرسلی بیشتر کارهاش رو ضبط کرد.
عباراتی شبیه به "studio" با ترجمه به فارسی
-
آلبوم استودیویی
-
ابزار Visual Studio برنامه های کاربردی
-
سیستم استودیویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن