ترجمه "suka" به فارسی
عشق, مهر, دوست داشتن بهترین ترجمه های "suka" به فارسی هستند.
suka
verb
noun
-
عشق
nounAku dulu suka saat aku akan mengunjungi ayahku.
من قبلا عشق اینکار بودم وقتی با بابام ملاقات میکردم
-
مهر
nounIni biasanya merupakan pernyataan kesukaan yang murni, kasih sayang, dan persahabatan.
مهماننوازی معمولاً ابراز علاقهٔ واقعی، مهر و دلبستگی، و دوستی است.
-
دوست داشتن
verbAlkitab berbicara tentang ”menyukai anggur dan minyak” serta ”mengasihi hikmat”.
کتاب مقدّس صحبت از ‹ دوست داشتن شراب و روغن› و یا ‹حکمت› میکند.
-
ترجمه های کمتر
- برگزیدگی
- تصور کردن
- تصویب کردن
- جانبداری
- خوش آمدن
- رجحان
- رواداشتن
- عاشق بودن
- علاقه داشتن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suka" با ترجمه به فارسی
-
سرگرم کردن · غلغلک دادن · مشغول کردن · کیف کردن
-
دوست داشتن · عاشق بودن
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
دوستت دارم · عاشقتم
-
ابتلا · ابراز شادی · با محبت · برگزیدگی · تفریح · جانبداری · حظ · خونگرمی · رجحان · سرور · عاطفه · علاقه · غرض · لذت · مسرت · وهم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن