ترجمه "sumbang" به فارسی
استعداد, تباه, خلاف عرف بهترین ترجمه های "sumbang" به فارسی هستند.
sumbang
-
استعداد
noun -
تباه
adjective -
خلاف عرف
adjective
-
ترجمه های کمتر
- در خطا
- فاسد
- ناسازگار
- ناشایسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sumbang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sumbang" با ترجمه به فارسی
-
بانگ · طنین افکندن
-
دهش
-
بانی خیر · شرکت کننده · صاحب خیر · مشترک · نیکوکار · واقف · ولی نعمت · کمک
-
داشن · داوطلب شدن · دهش · صدقه · پیشکش
-
بخشیدن · بهره مند ساختن · توجه کردن · حضوربهم رساندن · حمایت کردن · حمایت کردن از · دستگیری کردن · دستیاری کردن · رساندن · سهم دادن · شرکت جستن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به
-
تبادل اندیشه
-
بخشیدن · هدیه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن