ترجمه "sumpah" به فارسی
اشباعی, تکمیل کننده, عهد بهترین ترجمه های "sumpah" به فارسی هستند.
sumpah
-
اشباعی
noun -
تکمیل کننده
noun -
عهد
nounAku memberikan sumpahku untuk mempertahankan diri dari kaum Getae.
من عهد بستم که بر عليه گتاي بجنگم
-
ترجمه های کمتر
- فحش
- قسم دروغ
- لعنت کردن
- نذر
- نفرت
- پیمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sumpah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sumpah" با ترجمه به فارسی
-
خلع کردن · عزل نمودن · فحش دادن · لعنت کردن · معزول کردن
-
اشکار ساختن · اعتماد کردن · بحق دانستن · خلع کردن · عزل نمودن · فحش دادن · لعنت کردن · متعجب شدن · معزول کردن
-
اعتماد کردن · بدکار کردن · خلع کردن · عزل نمودن · فحاشی کردن به · فحش دادن · فریاد زدن · لعنت کردن · معزول کردن · مکروه داشتن · نفرین شدن · چنگ زدن
-
فحش دادن · لعنت کردن
-
نقض عهد · گواهی دروغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن