ترجمه "sup" به فارسی
سوپ, سوپ بهترین ترجمه های "sup" به فارسی هستند.
sup
noun
-
سوپ
nounLantas, kami makan roti dan sup lalu tidur—kehabisan tenaga.
پس از آن، کمی سوپ و نان میخوردیم و با تنی خسته به خواب میرفتیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sup
-
سوپ
nounSup ini mengandunt semua inti sel yang merupakan otak seekor tikus.
اون سوپ شامل همه هسته هاست که یه زمانی مغز موش بودن.
عباراتی شبیه به "sup" با ترجمه به فارسی
-
میسوسوپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن