ترجمه "tabungan" به فارسی
پسانداز, پشتوانه بهترین ترجمه های "tabungan" به فارسی هستند.
tabungan
-
پسانداز
Ia juga ingin membantu kerabatnya dan punya sedikit tabungan.
ماریلین همچنین میخواست به دیگر خویشاوندانش کمک مالی و برای آینده پسانداز کند.
-
پشتوانه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tabungan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tabungan" با ترجمه به فارسی
-
لامپ خلأ
-
لوله پیتو
-
استوانه · خزانه · لوله ازمایش · پشتوانه
-
لوله نور
-
لامپ خلأ
-
لوله آزمایش
-
لامپ پرتو کاتدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن