ترجمه "takluk" به فارسی
تسلیم شدن, صرفنظرکردن از, نرم شدن بهترین ترجمه های "takluk" به فارسی هستند.
takluk
-
تسلیم شدن
verbTujuan Titus rangkap tiga—mencegah orang Yahudi melarikan diri, mendorong mereka agar menyerah, dan membuat penduduknya kelaparan hingga takluk.
تیطُس به سه منظور این دیوار را کشید؛ جلوگیری از فرار یهودیان، ترغیب آنان به تسلیم شدن و مطیع ساختن اهالی شهر با گرسنگی.
-
صرفنظرکردن از
verb -
نرم شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " takluk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "takluk" با ترجمه به فارسی
-
استعمار · انضمام · بنده · پیروزی
-
غالب · غلبه کننده · فاتح · مستعمره نشین · مهاجم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن