ترجمه "tamat" به فارسی
تمام شدن, تمام کردن, دست کشیدن بهترین ترجمه های "tamat" به فارسی هستند.
tamat
-
تمام شدن
verbSemua cerita itu sudah tamat untukku.
تموم اون داستان ها ديگه واسم تموم شدن
-
تمام کردن
verbDia datang ke sini dari Australia setelah dia tamatkan pengajiannya.
وقتی دبیرستان رو تمام کرد از استرالیا اومد اینجا
-
دست کشیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- موقوف شدن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tamat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tamat" با ترجمه به فارسی
-
درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن