ترجمه "tanda" به فارسی
نشانه, اثر گناه, استشهاد بهترین ترجمه های "tanda" به فارسی هستند.
tanda
noun
-
نشانه
nounItu menjadi semacam tanda kalau ada yang tidak beres.
خب، این یک نشانه بود از اینکه یه جای کار میلنگه.
-
اثر گناه
noun -
استشهاد
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشاره
- تکه پارچه
- حاکی بودن
- خبر بد
- داغ
- داغ ننگ
- دلالت داشتن
- دیدن
- ذره
- ردیابی
- رشته رشته
- زیر نویس
- سوگندنامه
- شهادت نامه
- شکاف
- شگون
- شگون داشتن
- علامت
- فال
- فال بد
- قبلا اعلام کردن
- لباس پاره پاره
- مظهر
- نشانه بودن
- نشانگر
- پاره
- پیشگویی
- ژست
- کهنه
- گواه
- گواهینامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tanda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tanda" با ترجمه به فارسی
-
بریدگی · خط تیره · خط ربط · خط فاصله
-
خط امضا
-
مدک
-
گیومه
-
علامت درصد · نماد درصد
-
ممیز فارسی
-
علامت نقل قول باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن