ترجمه "tante" به فارسی
خاله, عمه بهترین ترجمه های "tante" به فارسی هستند.
tante
noun
-
خاله
nounKau tahu, aku tidak ingin dia ingat tantenya seperti ini.
ميدوني ، نميخواستم خاله اش رو اينجوري ببينه
-
عمه
nounDisambut reaksi tante yang merindukan lututku dibawah bayangan rok
و عمه ام که زانوهای مرا بر زیر سایه دامن ندیده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن