ترجمه "tawa" به فارسی

خنده, خندیدن, خنده بهترین ترجمه های "tawa" به فارسی هستند.

tawa Verb verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنده

    noun

    Tidak, Kamu tidak akan tertawa karena tidak lucu.

    نه ، خنده ات نمیگیره چون خنده دار نیست.

  • خندیدن

    noun

    Dan mereka mulai tertawa saat kapalnya terbalik dan tenggelam.

    و شروع به خندیدن کردند همانطور که لنچ واژگون و عرق میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tawa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tawa
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنده

    noun

    Orang-orang mulai mengantri dirumah saya (Tertawa) untuk mengisi baterai ponsel mereka.

    مردم شروع کردن صف بستن دم خانهٔ من (خنده) که تلفن دستیشان را شارژ بکنن.

عباراتی شبیه به "tawa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tawa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه