ترجمه "tembok" به فارسی

دیوار, بارو, حصار بهترین ترجمه های "tembok" به فارسی هستند.

tembok
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیوار

    noun

    Dan lalu saya kehilangan keseimbangan, dan saya tersandar pada tembok.

    و بعد تعادلم را از دست دادم، و به دیوار تکیه داده ام.

  • بارو

    noun
  • حصار

    noun

    Tampaknya, tindakan itu menyiratkan pembangunan tembok perlindungan di sekeliling kota itu.

    از قرار معلوم این عمل به نشانهٔ ساختن حصار و دیواری به دور شهر است.

  • ترجمه های کمتر

    • سد
    • والاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tembok " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tembok" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tembok" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه