ترجمه "tenaga" به فارسی
انرژی, تار وپود, حال بهترین ترجمه های "tenaga" به فارسی هستند.
tenaga
noun
-
انرژی
nounDan ada lebih banyak tenaga surya dari angin.
و انرژی خورشیدی بسیار بیشتر از باد هست.
-
تار وپود
noun -
حال
nounAnda mungkin merasa kehabisan tenaga karena mengurus anak yang sakit.
ممکن است احساس کنید که مراقبت از فرزند بیمارتان دیگر حال و توان شما را بُرده است.
-
ترجمه های کمتر
- ذوق
- رگ وپی
- زنده دلی
- قدرت
- نیرو
- نیروی عضلانی
- وتر
- پرواری
- پی
- گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenaga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenaga" با ترجمه به فارسی
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
نیروگاه حرارتی
-
کارمزدی
-
نیروگاه بادی دریایی
-
نیروگاه هستهای
-
انرژی هستهای
-
کارمزدی
-
انرژی آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن