ترجمه "terapi" به فارسی
درمان, درمانی, شفا بخش بهترین ترجمه های "terapi" به فارسی هستند.
terapi
-
درمان
nounTetapi dokter yang memberikan pendapat kedua mendesak Anda untuk mencoba terapi dengan antibiotika.
اما پزشک دوم درمان توسط آنتیبیوتیک را به شما توصیه میکند.
-
درمانی
adjectiveMungkin Anda akan memberikan persetujuan untuk satu terapi berdasarkan keterangan yang telah diperoleh dan menolak terapi yang lain.
ممکن است با رضایت آگاهانه نوعی روش درمانی را بپذیرید و از قبول روش دیگر صرفنظر کنید.
-
شفا بخش
adjective
-
ترجمه های کمتر
- علاج بخش
- معالج
- معالجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terapi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terapi" با ترجمه به فارسی
-
قطار
-
شعلهافکن
-
فندک
-
آتشبازی
-
آتشفشان سپری
-
مال من · مامن · مرا · معدن · منبع · مین · کان
-
کاردرمانی
-
مشعل المپیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن