ترجمه "terbentur" به فارسی
بمباران کردن, صدمه دیدن, مانع شدن بهترین ترجمه های "terbentur" به فارسی هستند.
terbentur
-
بمباران کردن
verb -
صدمه دیدن
verb -
مانع شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مختل کردن
- نتیجه ندادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terbentur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terbentur" با ترجمه به فارسی
-
اصطکاک · مالش
-
بهم خوردن · تصادم کردن
-
تصادم کردن
-
اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · کوهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن