ترجمه "terdampar" به فارسی
تنها گذاشتن, متروک ماندن, معطل بهترین ترجمه های "terdampar" به فارسی هستند.
terdampar
-
تنها گذاشتن
verb -
متروک ماندن
verb -
معطل
adjectiveSaat ini, aku tak terdampar di angkasa.
در اين لحظه ، من توي فضا معطل نشسته ام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terdampar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terdampar" با ترجمه به فارسی
-
تنها گذاشتن · متروک ماندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن