ترجمه "termos" به فارسی

فلاسک, قمقمه, فلاسک بهترین ترجمه های "termos" به فارسی هستند.

termos
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاسک

    noun

    Dia memecahkan kepala pria itu dengan termos.

    با یه فلاسک زد جمجمه ش رو خورد کرد

  • قمقمه

    noun

    Oh, Aku punya termos di tasku.

    يه قمقمه توي کيفم دارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " termos " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Termos
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاسک

    Dia memecahkan kepala pria itu dengan termos.

    با یه فلاسک زد جمجمه ش رو خورد کرد

اضافه کردن

ترجمه های "termos" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه