ترجمه "terputus" به فارسی
بریدن, جدا کردن بهترین ترجمه های "terputus" به فارسی هستند.
terputus
-
بریدن
verbMereka bilang, mereka memotong lehernya sampai putus dan membuang tubuhnya ke dalam sungai.
گفتن که گلوش رو تا استخون بریدن و بدنش رو انداختن توی رودخونه
-
جدا کردن
verbDengarnya kepala dia hampir terputus.
. شنيدم تقريبا سرش رو از تنش جدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terputus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "terputus" با ترجمه به فارسی
-
سیستم پشتیبانی تصمیم
-
فراست · هوشمندی
-
نومیدی · یاس
-
تصمیمگیری
-
تصمیم · حلال · رای هیئت منصفه · نتیجه
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
آشفته · تارو مار · متفرق · متناوب · مختل شده · ناپیوسته · پراکنده · گسیخته
-
نومیدی · یاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن