ترجمه "tertidur" به فارسی
خواب, خواب سبک, چرت بهترین ترجمه های "tertidur" به فارسی هستند.
tertidur
-
خواب
nounAyah memastikan semua lampu telah padam sebelum pergi tidur.
پدر قبل از خواب اطمینان حاصل میکنند که تمامی چراغها خاموش باشند.
-
خواب سبک
nountidur nyenyak, tidur sebentar, tidur REM.
خواب عمیق، خواب سبک، خواب حرکت سریع چشم(REM).
-
چرت
nounAku hanya hibernasi di musim dingin, tetapi jika aku tidur siang.
به خواب زمستاني کامل نميرم ، ولي چرت ميزنم.
-
ترجمه های کمتر
- چرت زدن
- چرتی
- کند شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tertidur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tertidur" با ترجمه به فارسی
-
اطاق خواب
-
آرامبخش · داروی مسکن
-
زیبای خفته
-
دستانداز
-
بستر
-
حالت خواب
-
حرکت تند چشم در خواب
-
بستر · خفتن · خواب · خواب رفتن · خواب سبک · خواب عمیق · خوابيدن · خوابیدن · در بستر رفتن · غنودن · نوم · چرت · چرت زدن · چرتی · کند شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن