ترجمه "tertutup" به فارسی

برهم نهادن, بستن, بسته بهترین ترجمه های "tertutup" به فارسی هستند.

tertutup
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهم نهادن

    verb
  • بستن

    verb

    Saat ini aku berada di rumahku, dengan pintu dan jendela tertutup.

    من تو خونم هستم, در و پنجره ها بستن...

  • بسته

    adjective

    Tidak, aku ingin akunnya ditutup dan uangnya ditransfer hari ini.

    نه ، می خوام حساب بسته و پولش امروز واریز بشه.

  • ترجمه های کمتر

    • بسته شدن
    • تعطیل شدن
    • جوش دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tertutup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tertutup" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tertutup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه