ترجمه "tiang" به فارسی

برج, حائل, ستون بهترین ترجمه های "tiang" به فارسی هستند.

tiang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج

    noun

    tiang-tiang bangunan yang belum selesai itu.

    ستونهاى اين برج ناتمام كردند.

  • حائل

    noun
  • ستون

    noun

    Ketika orang Israel melihat tiang itu untuk pertama kalinya, mereka pasti terpukau.

    وقتی اسرائیلیان اوّلین بار آن ستون را دیدند به حتم بهتزده شده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tiang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tiang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tiang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه