ترجمه "tiket" به فارسی

بلیت, بلیط, سند بهترین ترجمه های "tiket" به فارسی هستند.

tiket
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلیت

    noun

    Tetapi, katakanlah beberapa rekan sekerja menawari Saudara tiket untuk menonton suatu pertandingan olahraga bersama mereka.

    حال تصوّر کنید همکارانش بلیت تماشای یک بازی ورزشی را برای او تهیه میکنند.

  • بلیط

    noun

    Aku juga sudah memesan dua tiket kelas utama untuk kalian.

    برای شما دو تا هم دو تا بلیط درجه یک به سمت خونه گرفتم.

  • سند

    noun
  • هزینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tiket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tiket" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tiket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه