ترجمه "tim" به فارسی

تیم, دست, دسته بهترین ترجمه های "tim" به فارسی هستند.

tim
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیم

    noun

    Dan meski ada seratus tim ikut serta, tidak ada yang berhasil.

    اگرچه صدها تیم اونجا بودند، ولی این ماشین ها به هیچ جا نرسیدند.

  • دست

    noun

    Gerbang ketiga lewat, tapi kami kehilangan tim Masato.

    سومين دروازه رد شد اما ما تيم رو از دست داديم.

  • دسته

    noun

    Setelah itu ketika ia bertemu orang lain tim kita akan dibagi menjadi 2.

    بعد وقتي که اون شخص ديگه اي رو ملاقات کرد ما به دو دسته ميشيم.

  • ترجمه های کمتر

    • گروه
    • یک دستگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tim
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیم

    noun proper

    Tim ini sudah terbentuk, untuk waktu yang sangat lama.

    این تیم برای یه مدت طولانی یه شکل داشت

عباراتی شبیه به "tim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه