ترجمه "timur" به فارسی
مشرق, خاور, شرق بهترین ترجمه های "timur" به فارسی هستند.
timur
adjective
noun
-
مشرق
nounAlkitab menyebut dia ”yang terkaya dari semua orang di sebelah timur”.
کتاب مقدس او را «از تمامئ بنی مشرق بزرگتر» میخواند.
-
خاور
nounSaya tidak sedang mencoba memecahkan masalah Timur Tengah.
و سعی نکردم مسئله خاور میانه را حل کنم.
-
شرق
properKau dan Hurt ambil sudut timur laut di mana jalan itu berbelok.
تو و هرت بريد به سمت شمال شرق اونجا که جاده مي پيچه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Timur
-
خاور
nounSaya tidak sedang mencoba memecahkan masalah Timur Tengah.
و سعی نکردم مسئله خاور میانه را حل کنم.
عباراتی شبیه به "timur" با ترجمه به فارسی
-
خاور نزدیک
-
چوبپای سرسفید
-
دریای چین شرقی
-
آسیای شرقی
-
جمهوری دمکراتیک آلمان
-
شرق آفریقا
-
گوریل شرقی
-
بیزانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن