ترجمه "tinjau" به فارسی
تتبع, تجسس, پژوهش بهترین ترجمه های "tinjau" به فارسی هستند.
tinjau
verb
-
تتبع
noun -
تجسس
noun -
پژوهش
noun -
کاوش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tinjau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tinjau" با ترجمه به فارسی
-
بازدید مقدماتی · شناسایی
-
رای جویی
-
بیننده · تماشاچی · تماشاگر · مراقب · مشاهده کننده · مفسر
-
احترام گذاشتن به · بزرگ داشتن · ذکر کردن · محترم داشتن · کشف کردن
-
مرور اسناد
-
احترام گذاشتن به · بزرگ داشتن · ذکر کردن · محترم داشتن · کشف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن